مرتضى راوندى
121
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دنيا ، به مغرب منتقل شده بود و از آن زمان تاكنون به همان حال مانده است . انتقال مراكز فرهنگى به اروپا در قرن شانزدهم فرهنگ غربى بيش از پيش به جلو رفت . از قرن شانزدهم به بعد كه علم ، از الهيّات جدا شد ديگر فرق و تميز بين علم اسلامى يا مسيحى يا يهودى از ميان رفت ، اما ارزش تاريخى خود را از دست نداد . ديگر « اسپينوزا » را ، با همهء يهودى بودنش مانند موسى بن ميمون و « لوى بن كرشون » بهعنوان يك فيلسوف يهودى نمىشناسيم بلكه او را يكى از بنيانگذاران فلسفهء جديد مىشناسيم . شايد مهمترين خدمت علمى اواخر قرون وسطا ، ايجاد فكر تجربى بود كه نخست زكرياى رازى و ابن هيثم بنيان نهادند و سپس در غرب رو به رشد و تكامل رفت . فكر تجربى ، به هدايت شيمىدانان و فيزيكدانان عالم اسلام و دانشمندان جراثقال و فيزيك مسيحى به كندى رو به پيشرفت و تكامل رفت و قرنها در نتيجه مداخلهء روحانيان مسيحى در حال ركود بود . بعدها در نتيجهء استفاده از قطبنما ، و جهانگردى و كشف دنياى جديد و اختراع مجدد صنعت چاپ به همت گوتنبرگ ، رنسانس و تجديد حيات علم و ادب ميسّر گرديد . » جرج سارتن مىگويد : « بگذار كه با حقشناسى آنچه را كه به شرق مديونيم به ياد آوريم و كار علمى خود را به آرامى و استوارى و با روحى متواضع دنبال كنيم ، در عينحال نيكوكار باشيم ، ستمى را كه به ديگران روا مىداريم به يك سو نهيم . از مشرق روشنايى و از مغرب قانون برخاست ، دانشمندى كه راه غرور نپويد و وضع مغرب زمين را مبالغهآميز نستايد و از سرچشمههاى انديشهها و افكار بزرگ شرق ياد كند ، از ديگران انسانتر و براى « حقيقت » خادمى بهتر است . » « 1 » مقام و ارزش اجتهاد در فرهنگ اسلامى اقبال لاهورى يكى از عوامل تحرّك و جنبش فكرى را ، در جهان اسلامى ، اجتهاد مىداند : « معناى لغوى كلمهء اجتهاد « كوشيدن » است ، و در اصطلاح فقه اسلامى ، كوشيدن به اين منظور است كه در مورد يك مسألهء حقوقى حكم مستقلّى بدهند . . . روايت
--> ( 1 ) . جرج سارتن ، سرگذشت علم ، ترجمهء احمد بيرشك ، از ص 201 تا 221 ( به اختصار ) .